منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٨
اينك ما در اين بخش به خيانت هاى آنان اشاره مى كنيم:
١. ما را در دل فتنه قرار مده
رسول خدا در اين نبرد از اصل «استتار» و «پنهان كردن هدف» استفاده نكرد، زيرا فاصله مدينه تا «تبوك » طولانى بود، و بايد سربازان اسلام با توجه به دورى راه، زاد و راحله خاصى تهيه كنند، ومسلمانان با توجه به اهميت موضوع، كمك نمايند، و هزينه ارتش اسلام در آن روز از طريق اعانات و كمك هاى بى دريغ مردم مسلمان، تأمين مى گشت، از اين جهت رسول گرامى مسير و هدف را كاملاً مشخص نمود در اين موقع تعلل و سنگينى، در گروهى از افراد با ايمان تا چه رسد به افرا دمنافق، بروز كرد وخدا به وسيله آيه ياد شده در زير آنان را توبيخ كرده و فرمود:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فى سَبيلِ اللّهِ اثّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الآخِرَةِ فَما مَتاعُ الحَياةِ الدُّنْيا فِى الآخِرَةِ إِلاّ قَليلٌ).[١]
«اى افراد با ايمان چرا وقتى به شما گفته مى شود كه در راه خدا كوچ كنيد، به زمين سنگينى مى كنيد، آيا به زندگى دنيا در مقابل زندگى آخرت راضى شده ايد، كالاى دنيا (در مقابل نعمت هاى سراى ديگر) بسيار ناچيز است».
اين آيه در قلوب افراد با ايمان، آتش شوق بر جهاد را برافروخت و كمك هاى مالى سرازير بيت المال گرديد و افراد دسته دسته به لشگرگاه مدينه به نام «جرف» سرازير شدند دراين ميان پيامبر به يكى از سران «نفاق» به نام «جد
[١] توبه/٣٨.