منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨
پيوسته آنهارا در اختيار مردم قرار مى داد و از اين طريق سودى به دست مى آورد وقتى آيات تحريم زنا نازل گرديد او همچنان به حرفه كثيف خود ادامه مى داد.
تا آنجا كه كنيزان وى كه در رنج روحى عظيمى به سر مى بردند، از دست «عبداللّه» شكايت به حضور پيامبر بردند و گفتند: ما مى خواهيم پاك و منزه باشيم ولى اين مرد ما را به عمل زشت اجبار مى كند، آيه ياد شده در زير در نكوهش عمل اين مرد نازل شد چنان كه مى فرمايد:
(...وَلا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِإِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا...).[١]
«دختران خود را آنگاه كه خواهان پاكدامنى هستند به خاطرمال دنيا به زناوادار نكنيد».[٢]
يك چنين فرد تجارتگر با نواميس زنان و دختران مردم، مى خواهد ساحت يك زن متشخصه اى كه در جامعه آن روز، عظمت و شخصيت و پيوند نزديكى با جامعه اسلامى داشت [٣] آلوده سازد و او را به عمل زشت متهم نمايد.
عداوت«نفاق» با «ايمان» بالاترين دشمنيهاست، زيرا فرد مشرك، با اعمال دشمنى، از غيظ و خشم خود مى كاهد ولى منافق كه ايمان را سپر كرده
[١] نور/٣٣.
[٢] مجمع البيان:٤/١٤١; الدر المنثور:٥/٤٦.
[٣] اين تعبير به خاطر اين است كه خصوصيت دو نوع شأن نزولى كه درپاره اى از آيات مربوط به «افك» نقل شده است، نزد نگارنده ثابت نيست و دلايل عدم ثبوت آن را در اين بحث مى خوانيد، آنچه از مجموع آيات و روايات استفاده مى شود همان است كه در بالا نگارش يافت و اين كه اجمالاً يك زن با شخصيتى درجامعه اسلامى آن روز از طرف منافقان مورد اتهام قرار گرفته بود و امّا اين زن چه كسى بود نظر قاطع نمى توان درباره آن داد.