منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤١
وتوجه به غرايز «مُلْكى» (غرايز پايين و حيوانى) مانع از توجه به فطريات ملكوتى (غرايز برتر و انسانى) او نگردد.
٧. وجود انسان از غرايز مختلفى تركيب يافته است، بخشى از غرايز او مربوط به جنبه هاى خاكى وحيوانى او است مانند غرايز خشم و شهوت، خودخواهى، حرص وعلاقه به مال ومقام و بخشى ديگر از غرايز او مربوط به جنبه هاى ملكوتى و انسانى او است مانند: تمايلات درونى او به خداخواهى وخداجويى، كشش او به سوى خوبى ها و نيكى ها مانند عدالت و بيزارى از جور وستم.
٨. هر نوع از غرايز اعم از ذاتى وعالى، ملكى وملكوتى، حيوانى و انسانى در متن روان اوحضور دارند و بعدى از ابعاد روح و روان اورا تشكيل مى دهند از اين جهت صحيح ترين راه براى تربيت او «تعديل خواست ها» و «رهبرى غرايز» است به گونه اى كه همگى را با هم هماهنگ كرده تا انسان را در مسير تكاملى كه براى آن آفريده شده است قرار دهند و او را يارى كنند.
٩. بايد توجه نمود كه اعمال غريزه و ارضاى خواسته هاى درونى، جنبه هدفى ندارد، و انسان براى خور وخواب، خشم وشهوت آفريده نشده است، بلكه از آنجا كه ادامه حيات انسانى در گرو اعمال و ارضاى آنها است، از اين جهت بايد از آنها به عنوان وسيله ونردبان ترقى استفاده نمود.
١٠. تشريح نقطه نظرهاى اسلام درباره غرايز در اين بيان هاى فشرده نمى گنجد ولى براى نمونه توجه شما را به برخى از رهنمودهاى اسلام درباره غرايز كه به صورت كلى يا خصوصى وارد شده است، جلب مى نماييم:
١. اسلام خداجويى را يك كشش سرشتى مى داند و در آيات و احاديث