منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧
پديد آورد و توطئه هاى آنان، وقت گرانبهاى پيامبر خدا را گرفت.
سران نفاق در مدينه
تاريخ از نبردهاى صد ساله اقوام «اوس» و «خزرج» داستانها و سرگذشت هايى را نقل مى كند، اين دو گروه كه داراى تيره ها و شاخه هايى بودند، سرانجام از نبرد خسته شده و تصميم گرفتند كه از در آشتى وارد شوند، و از ميان خود رئيس و سرپرستى و يا پادشاه و سلطانى برگزينند و همگى تحت لواى او گرد آيند، و زندگى خصمانه را به زندگى برادرانه تبديل سازند، قرعه فال سلطنت به نام «عبداللّه بن اُبىّ خزرجى» اصابت كرد كه شخصيت سالخورده اى بود و در ميان قوم خود احترام خاصى داشت، و شايد روز مراسم تاجگذارى نيز تعيين گرديد.[١]
در اين اثنا سران خزرج كه براى زيارت خانه خدا به مكه رفته بودند، هنگام بازگشت، خبر طلوع ستاره اسلام را به مدينه ارمغان آوردند ونيز اعزام «مصعب بن عمير» نخستين قارى و مبلغ ورزيده اسلام به مدينه از جانب پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)، وحمايت «اسعد بن زراره خزرجى» از او، سبب انتشار اسلام در مدينه گرديد، و نور اسلام به اكثر خانه هاى «خزرجيان » و «اوسيان» راه يافت پس از دعوت هاى پياپى، پيامبر خدا روز دوازدهم ربيع الأول در چهاردهمين سال بعثت و نخستين سال هجرت، وارد سرزمين مدينه گرديد، و با استقبال پر شور «اوس» و «خزرج» روبرو شد.[٢]
[١] سيره ابن هشام:١/٥٨٥.
[٢] سيره ابن هشام:١/٥٩٠.