منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨
٢.(ثُمَّ سَوّيهُ وَنَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَ وَالأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ) .[١]
«آنگاه او را به صورت انسان آفريد، و در آن از روح خود دميد و براى شما گوش ها و چشم ها و دلها قرار داد امّا كمتر شكر اين نعمت ها را به جا مى آوريد».
مقصود از «تسويه» در آيه، همان خلقت اعضا به صورت اعتدال و دور از افراط و تفريط است و به تعبير ديگر: صورتگرى انسان به صورت حكيمانه دور از نقص و عيب، و در آيات ديگر، مقصود از «تسويه» نيز همين است چنان كه مى فرمايد:
(الَّذِى خَلَقَكَ فَسَوّاكَ...) .[٢]
«تو را آفريد (و به مقتضى اراده حكيمانه خود) بر آن اعتدال بخشيد».
و باز مى فرمايد:
(الَّذى خَلَقَ فَسَوّى) .[٣]
«خداى انسان را آفريد و به آن پرداخت».
بنابراين مقصود از «تسويه» تكميل خلقت ظاهرى است و در زبان عرب به كسى كه از نظر خلقت ظاهرى، صحيح و معتدل باشد «سوى» مى گويند.
آنگاه مرحله سوم كه همان تعلق روح است آغاز مى گردد چنان كه در همان آيه مى فرمايد: (وَنَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ) اين مرحله از خلقت آنچنان عالى و برتر است كه قرآن آن را در آيات ياد شده با لفظ (مِنْ رُوحِهِ) بازگو مى كند،
[١] سجده/٩.
[٢] انفطار/٧.
[٣] اعلى/٢.