منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٨
در تمام جهان مادران سالم، به فرزندان خود مهر مىورزند و يا تمام افراد عدل و داد را ستوده و جور و ستم را نكوهش مى كنند، رد امانت در ميان تمام ملل جهان خوب، و خيانت به آن بد و نكوهيده است.
اين تمايلات واحد را چگونه مى توان بدون استناد به فطرت، و خلقت توجيه كرد، اگر پديد آورنده آنها، اوضاع جغرافيايى و شرايط اقتصادى ملت ها است، فرض اين است كه اين اوضاع و شرايط در هر نقطه اى به گونه خاصى است، اگر اين كشش ها مولود سياست هاى وقت و يا اوضاع فرهنگى آنها است فرض اين است كه اين نوع عوامل هيچ گاه يك نواخت نبوده و پيوسته حالتهاى مختلفى داشته اند.
از اين جهت چاره نيست جز اين كه اين نوع تمايلات را مولود سرشت انسان دانست، ومعتقد شد كه سرچشمه اين نداها وجود انسان است، و همگى به حكم قضايى و تكوينى در صفحه وجود او نگارش يافته است.
از اين جهت انسان فطرى از نظر قرآن انسانى است كه آفرينش او با يك رشته تمايلات و كشش هاى روحى عجين گرديده و به صورت زمينه در وجود نقش بسته است.
در حقيقت اين تمايلات يك رشته سرمايه هاى اوليه است كه بشر مى تواند با كمال آزادى از آنها به سعادت و سود خود بهره بگيرد و در عين حال اين نوع كشش ها دست او را در انتخاب هر نوع راهى كه بخواهد نبسته است.
«انسان مكتبى» انسانى است كه كارهاى او مطابق فطرت وارزش هاى فطرى او باشد، و يك چنين فرد، انسان راستين و فرد مقابل او انسان مسخ شده است.