منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٤
را نااستوار سازد، بالأخره وحى الهى و ايمان مردم كار خود را كرد، و مسلمانان آماده حركت شدند، اين بار «عبداللّه» همان نقش را ايفا كرد كه در جنگ «احد» ايفا نمود، او بخش پايين از «ثنية الوداع» را لشگرگاه خود قرار داد، و همفكران و هواداران و متأثران به فكر خود را زير پرچم دعوت كرد و گروهى را زير لواى خود در آورد.
شكى نيست كه هدف او از گردآورى اين افراد، شركت در جهاد نبود بلكه نظر او اين بود كه به هنگام حركت سپاه پيامبر، او با لشگر خود به مدينه باز گردد و از اين طريق علاوه بر اشباع غريزه رياست خواهى خود، تزلزلى در سپاه پيامبر پديد آورد و گروهى را به مدينه باز گرداند.
اتفاقاً او در لحظات حركت سپاه اسلام، با اردوى خود راه مدينه را در پيش گرفت ولى نه تنها نتوانست خللى در اراده سربازان پديد آورد، بلكه ناخودآگاه به سپاه اسلام خدمت كرد، زيرا سپاه اعزامى تا حدى از اعضاى حزب نفاق پاكسازى شد، و خاطر مسلمانان از شر آنان مأمون گرديد.
قرآن در آيه ياد شده در زير به اين نكته اشاره كرده و مى فرمايد:
(لَوْ خَرَجُوا فيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلاّخَبالاً وَلأَوضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفيكُمْ سَمّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَليمٌ بِالظّالِمينَ).[١]
«اگر همراه شما از مدينه بيرون مى آمدند چيزى جز اضطراب و ترديد پديد نمى آوردند و به بحث در ميان شما به فتنه انگيزى مى پرداختند و در ميان شما افراد سست هستند كه تأثيرپذير مى باشند و خداوند از ظالمان با خبر است».
آرى تبليغات وسيع و گسترده حزب نفاق توانست چهار نفر از افراد با
[١] توبه/٤٧.