منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٧
حالت«مجادله گرى انسان»، شاخه اى از حس «كنجكاوى» او است چيزى كه هست اين است كه اعمال اين حس در موارد ديگر براى كشف حقيقت وواقع گرايى است ولى آنجا كه به صورت جدال درمى آيد اين حس، در طريق يك رشته اغراض غير صحيح قرار مى گيرد و انسان حالت مناقشه گرى به خود مى گيرد و همچنين است ديگر غرايز منفى انسانى.
گواه بر اين كه ابعاد به اصطلاح منفى، در نهاد بشر ابتداءً موجود نبوده، بلكه اين ابعاد، حالت هاى طغيان پذيرى ديگر غرايز انسانى مى باشند، اين است كه قرآن در مواردى كه انسان را به اصطلاح با ابعاد منفى توصيف مى كند به دنبال آن، افراد صابر را كه داراى اعمال صالح ونيك مى باشند از اين ابعاد فوراً استثنا مى كند وچنين مى فرمايد:
(...إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ* إِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبيرٌ) .[١]
«انسان به موقع رسيدن نعمت شادمان و فخر فروش است مگر آنان كه استقامت ورزند و عمل نيك انجام دهند براى آنان آمرزش و پاداش بزرگى است».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(إِنَّ الإِنْسانَ لَفى خُسْر إِلاّ الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالْحَقِّ وَتَواصَوا بِالصَّبْرِ) .[٢]
«انسان در خسران و زيان كارى است مگر گروه با ايمان كه كردار صالح داشته و يكديگر را به پيروى از حق و استقامت دعوت مى كنند».
اين استثنا گواه بر اين است كه شرور وبدى ها و به اصطلاح ابعاد منفى
[١] هود/١٠ و ١١.
[٢] عصر/٢ و ٣.