منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٥
تمام انسان ها تلقى مى كند، مراحل خلقت اورا به تمام انسان ها نسبت مى دهد. وبا مراجعه به آيات مربوط به آفرينش انسان اين مطلب كاملاً روشن است.[١]
بنابراين پس از آفرينش انسان از گل خشكيده، مرحله اى به نام مرحله «تصوير» و «تسويه» آغاز مى گردد و اين همان مرحله صورت بندى ظاهرى انسان است كه هنوز روح در آن دميده نشده است زيرا پس از اين مرحله، مرحله (وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِى) آغاز مى گردد.
لفظ «ثمّ» كه ميان خلقت انسان از گل خشكيده و مرحله تصوير به كار رفته است، بيش از اين نمى رساند كه يك فاصله زمانى ميان اين دو مرحله وجود داشته است و امّا مدت اين مرحله چه اندازه بوده، قرآن از آن ساكت است و هرگز نمى توان آن را گواه بر سرگذشت ميليون ها سال دانست، همچنان كه نمى توان آن را گواه بر وجود صدها نوع در اين ميان انديشيد.
گذشته از اين، اين انواع بايد داراى جان و روح حيوانى باشند در صورتى كه انسان در مرحله تصوير و تسويه، فاقد روح وجان است به حكم جمله (فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحِى) بعداً واجد روح مى گردد.
از اين كه در سوره اعراف كلمه «ثم» به كار برده و در آيات سوره «حجر» لفظ «فا» استعمال كرده است معلوم مى شود كه فاصله اين دومرحله (ميان خلقت و تصوير) بسيار اندك بوده كه مجوّز استعمال اين دو نوع حرف عطف كه از نظر معنى مختلف مى باشند، بوده است.
كسانى كه بخواهند جمله (ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ) را گواه بر گذشتن ميليونها
[١] به سوره سجده آيه ٨ و غافر آيه ٦٧ مراجعه بفرماييد.