منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٦
درختان در باغ ها و جنگل ها وچين و شكن آبهاى درياها و جنبش ماهيان در ژرفاى درياها، آگاه بود همچنان كه از نيك رفتارى و يا بدرفتاى بندگان خود پيش از آفريدن آنها نيز آگاه بود ومى دانست كه هركس در زندگى مبدأ چه كارى خواهد بود اين از يك طرف.
از طرف ديگر علم خدا صد در صد يك علم واقع نما و تخلف ناپذير است و سر سوزنى از واقع و حقيقت تخلف نمى كند، از اين جهت حوادث جهان بايد به آن كيفيت كه او از ازل مى دانست، صورت پذيرد و نقشه عينى جهان بايد مطابق نقشه علمى آن، كه نزد خدا است جامه هستى بپوشد و سر سوزنى در آن تخلف نكند. اين هم از طرف ديگر.
از اين دو مقدمه نتيجه مى گيريم كه انسان در تمام كارهاى خود، مجبور و ملزم خواهد بود زيرا خدا، از ازل مى دانست كه هر انسانى، چه كارى انجام خواهد داد و چون علم او واقع نما و تخلف ناپذير است و طبعاً بايد تخلف نپذيرد و كار انجام بگيرد، و چيزى كه بايد انجام بگيرد، نمى تواند فعل اختيارى باشد.
به ديگر سخن: اينكه مى گوييم علم او واقع نما است و مكشوف علم او بايد تحقق پذيرد، اين نتيجه را مى دهد كه انسان بايد آن كار را انجام دهد و حق تخلف از آن را ندارد، و با اين وضع نمى توان او را در كارهاى خود حر و آزاد دانست.
پاسخ: سرنوشت به معنى علم پيشين خدا، بزرگترين حربه جبرى گران است كه بر آن تكيه مى كنند و مى گويند: