منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٤
برخى در اين مسأله به اندازه اى پيش رفته اند كه مدعى شده اند كه مجموع آيات مربوط به منافقان، يك دهم آيات قرآن را تشكيل مى دهند.[١]
عنايت قرآن به نفاق حاكى است كه خطر«منافق» بيش از خطر كافر است و نكته آن روشن است:
اوّلاً: كافر در صدد فريب مسلمانان نيست در حالى كه منافق، هدفى جز فريب دادن، ندارد و در نتيجه، اولى دشمن شناخته شده، و در سنگر عداوت با مسلمانان مى جنگد، دومى، دشمن ناشناخته، بلكه دشمن دوست نمايى است كه در سنگر دوستى، از پشت خنجر مى زند، و مى كوشد غافلگيرانه انسان را از پاى درآورد.
ثانياً: كافر در اظهار كفر و انكار مقدسات، به عقيده خود دروغ نمى گويد، هرچند عقيده او بر خلاف واقع است ولى منافق در اظهار ايمان به عقيده خود دروغ مى گويد.
ثالثاً: كافر داراى چنين شهامت است كه عقيده خود را مطرح كند، ولى منافق به خاطر فقدان شهامت و شجاعت و به خاطر ترس و وحشتى كه او را فرا مى گيرد، نمى تواند عقيده قلبى خود را بيان كند، هر چند بر اثر فشار ذهن ناخود آگاه، گاهى آنچه را كه در ذهن خود دارد، بيرون ريخته و خدا و آيات الهى را به باد مسخره مى گيرد چنان كه قرآن مى فرمايد:
(...قُلْ أَبِاللّهِ وَآياتِهِ وَرَسُولِه كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ) .[٢]
«بگو آيا خدا و آيات و پيامبر اورا مسخره مى كرديد».
[١] النفاق والمنافقون، ص ١٩١.
[٢] توبه/٦٥.