منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٥
ايمان را از شركت باز بدارد جز اين كه يكى از آنها به نام «ابوخيثمه» پس از اندى به پيامبر پيوست، و تنهاسه نفر از آنان بر اثر ضعف ايمان و علاقه به گردآورى محصول در مدينه توقف كردند، و رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)پس از بازگشت از تبوك، هر سه نفر را به گونه اى تأديب كرد. و از اين طريق انديشه تخلف را در دفاع از اسلام زدود و آيه (وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذينَ خُلِّفُوا...)[١] بيانگر وضع آنها است.[٢]
٦. شايعه سازى در مدينه
رسول گرامى با سپاه گران به سوى كرانه هاى شام حركت كرد در حالى كه محمد بن مسلمه را به عنوان فرماندار مدينه نصب كرد و على (عليه السلام)را سرپرست خانواده خود قرار داد.
هدف حزب نفاق در غياب مسلمانان، نشر اكاذيب وجعل دروغ و ايذاء، و آسيب رسانى به گروهى بود كه روى اعذار شرعى در مدينه باقى مانده بودند پيامبر به خاطر يك چنين مصالح، على (عليه السلام)را در مدينه جانشين خود قرار داد و به سوى شام حركت كرد، حزب نفاق احساس نمود كه با وجود على بن ابى طالب (عليه السلام)اين كار عملى نيست و در برابر يك چنين جوان شجاع، نمى توان دست از پا خطا كرد، فوراً دست به شايعه سازى زد تا به گونه اى على (عليه السلام)را از مدينه خارج كند، و به پيامبر بپيوندد و سرانجام فضاى مدينه براى حزب نفاق از هر نوع مزاحم خالى باشد.
ناگهان درمدينه منتشر شد كه روابط على با پيامبر به تيرگى گراييده از اين
[١] توبه/١١٨.
[٢] سيره ابن هشام:٢/٥٢٠ وغيره.