منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٧
پشت سر يهود «بنى قريظه»، ساكن داخل مدينه، قرار داشت و آنان در ظاهر ابراز بى طرفى مى كردند، ولى در باطن، منتظر فرصت بودند كه به كمك نيروهاى خارجى، كار اسلام ومسلمانان را يكسره سازند.
مسلمانان در مدّت محاصره مدينه كه قريب يك ماه طول كشيد، با هوشيارى كامل مدينه را از تجاوز هر دو دشمن حفاظت كردند، به گونه اى كه نه دشمن خارجى توانست از خندق عبور كند، و نه دشمن داخلى توانست دست از پا خطا نمايد: هر چند سر وصدايى به راه انداخت و دشمنى درونى وپاى بند نبودن خود را به پيمان، آشكار ساخت، و سرانجام به كيفر اعمال خود رسيد.
اكنون ببينيم، نقش حزب نفاق، اين ستون پنجم در اين گيرودار و لحظات حساس چه بود؟
نقش حزب نفاق در جنگ احزاب
حساسيت اين جنگ با توجه به شرايط حاكم بر آن، بر همگان واضح و آشكار است. ده هزار سرباز مسلح از اطراف و اكناف شبه جزيره، مانند مور و ملخ در لب خندق فرود آمده، ومصمم بودند تا كار اسلام را يكسره نسازند، به سرزمين هاى خود باز نگردند.
از يك طرف اين حادثه موقعى رخ داد كه مدينه با كمى آذوقه روبه رو بود و ياران پيامبر با شكم هاى گرسنه، با بستن سنگ بر شكم، به حفر خندق اشتغال مىورزيدند، و اعضاى حزب نفاق نه تنها در حفر خندق مسلمانان را چندان يارى نمى كردند، بلكه به تضعيف روحيه ها مى پرداختند و مسلمانان را به فرار و ترك معركه نبرد، دعوت مى كردند.