منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٠
خطر «منافقان» مى باشد.
و از طريق ديگر پس از وفات پيامبر، كوچك ترين مانور سياسى از اين گروه ديده نشد، آيا واقعاً همگى نابود و هلاك شدند و يا خط فكرى آنان دگرگون گرديد، ويا حكومت را متناسب با ايده و خواسته خود ديدند، قضاوت و داورى در اين مورد به وقت ديگر موكول مى گردد.
آرى قاطعانه مى توان گفت: نفاق در جامعه به شكل ديگر بروز كرد زيرا پس از فتوحات اسلامى، علماى يهود و راهبان مسيحيان، و دانشمندان ديگر مذاهب، لباس اسلام پوشيده و در قيافه افراد مسلمان مكتبهايى را پايه گذارى كردند وپنداره هاى يهوديان ومسيحيان وخرافات مجوس و مزدك در ميان مسلمانان پخش گرديد و از اين طريق به فرقه گرايى وگروه بندى و پيدايش مكاتب كمك شايانى كردند و فاجعه هايى آفريدند و در اين ميان مى توان از «كعب احبار» و «وهب بن منبه» در عصر خلفا و «مانوى هاى » عصر عباسى نام برد و بحث در اين موضوع دامنه دار است و ما در اين جا دامن سخن را كوتاه كرده و به اين مقدار در تفسير آيات مربوط به «حزب نفاق» اكتفاء مىورزيم.
اكنون شايسته است كه با صفات وخصوصيات آنان از طريق آيات قرآن آشنا شويم.