منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٩
«مى گويند: به خدا وپيامبر او ايمان آورديم و از او اطاعت پذيرفتيم آنگاه گروهى از آنان پس از اين سخن، از اسلام روگردان مى شوند آنان افراد با ايمان نيستند».
(وَإِذا دُعُوا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَريقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ).[١]
«وقتى به سوى خدا و پيامبر او دعوت شوند كه در حقّ آنان داورى كنند، گروهى از آنان از اين كار روى مى گردانند».
(وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنينَ) .[٢]
«اگر بدانند حق در جانب آنان است با ابراز ايمان به سوى (خدا و پيامبر) مى آيند».
(أَفِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحيفَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ).[٣]
«آيا در دل هاى آنان بيمارى است، آيا در حقانيّت پيامبر شك كرده اند، يا از آن مى ترسند كه خدا و پيامبر او بر آنان ستم كند، آنان افراد ستمگرند».
مفاد اين آيات به روشنى مى رساند كه آنان به دنبال منافع شخصى خود بوده و با حق و باطل كارى نداشتند اگر داورى را به نفع خود تشخيص مى دادند دادگاه اسلام را محترم مى شمردند و رأى آن را نافذ و قاطع تلقى مى كردند ولى اگر آن را به ضرر خود تشخيص مى دادند، به عناوين مختلف زير بار آن نرفته و طالب تشكيل دادگاه طاغوتى مى شدند چنان كه در آيات ديگر به آن اشاره شده است.
[١] نور/٤٨.
[٢] نور/٤٩.
[٣] نور/٥٠.