منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٢
بعد، آن را بازگو مى كند آنجا كه مى فرمايد:
(وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِؤُنى بِأَسْماءِ هؤلاءِ إِنْ كُنْتمْ صادِقينَ) .
«خداوند اسماء را به آدم آموخت سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرد وگفت: اگر راست مى گوييد مرا به اسماء آنها آگاه سازيد».
(قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَليمُ الْحَكيمُ).[١]
«فرشتگان گفتند: منزهى تو ما جز آنچه كه به ما تعليم داده اى نمى دانيم تو دانا و حكيم هستى».
در اين آيه كه پاسخ تفصيلى فرشتگان در آن آمده است، نكاتى است كه به تدريج يادآور مى شويم:
١. مقصود از تعليم اسماء چيست؟ آيا مقصود از آن اسامى و نام اشيا و موجودات است يا چيز ديگر.
به طور مسلم مقصود تعليم اسامى نيست، زيرا در اين صورت تفاوتى ميان آدم و فرشتگان نخواهد بود زيرا همان طور كه آدم اين اسامى را از خدا آموخت فرشتگان نيز آنها را از آدم آموختند[٢] و سرانجام هر دو يكسان شدند، چيزى كه هست آدم بدون واسطه آموخت، فرشتگان با واسطه و يك چنين تفاوت مايه تفاضل نمى شود.
در اين صورت بايد گفت مقصود از «آگاهى آدم از اسماء» آگاهى
[١] بقره/٣١ـ ٣٢.
[٢] چنان كه مى فرمايد: (قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَأْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إنّى أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ ماتُبْدُونَ وَ ماكُنْتُمْ تَكْتُمُونَ)(بقره/٣٣).