منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧١
آثار تربيتى نماز در صورتى تحقق مى پذيرد كه انگيزه انسان بر انجام عبادت، عشق و علاقه او به كمال خدا، و يا اميد به رحمت و ترس از خشم او باشد، يك چنين انگيزه است كه نماز را در كام انسان شيرين، و گاهى برخى را عاشق خود مى سازد.
اگر يك چنين انگيزه اى در كار نباشد، و فرد فقط رياكارانه يا ترس از تشكيلات و يا ترس ازمردم به نماز بايستند نه تنها اثر تربيتى ندارد، بلكه انجام دو ركعت نماز براى او از هموار كردن كوهى سخت تر و گران تر جلوه مى كند از اين جهت گروهى را مى بينيم كه سخت ترين كارها را به خاطر منافع مادى تحمل مى كنند ولى هرگز براى نماز كه دقايقى بيش طول نمى كشد تن در نمى دهند.
قرآن كافران مسلمان نما را كه فاقد انگيزه ياد شده هستند، چنين توصيف مى كند:
(...وَلا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاّ وَهُمْ كُسالى...) .[١]
«نماز را به جا نمى آورند مگر در حالى كه كسل هستند».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(...وَإِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى...) .[٢]
«وقتى به نماز برمى خيزند، با كسالت برمى خيزند».
زيرا نه شيفته جمال و كمال خدا هستند كه عاشق ستايش او گردند، ونه ايمان به پاداش و دوزخ او دارند كه با علاقه و از صميم دل به سوى آن
[١] توبه/٥٤.
[٢] نساء/١٤٢.