منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥
درحالى كه اختلاف كذب، همان تضاد سخن با حقيقت و واقع است، بهگونه اى كه سخن با واقع مطابق نيست يعنى: وقتى به خارج از محيط سخن، مراجعه مى كنيم براى گفتار طرف، مصداق و حقيقتى نمى يابيم.
اين بيان تفاوت اجمالى ميان «نفاق» و «كذب» است، و اگر بخواهيم اين بيان را در قالب فنى بريزيم، بايد بگوييم ميان «نفاق» و «كذب» از چهار نسبت معروف «عموم وخصوص من وجه» است. بدين معنى كه اين دو صفت گاهى از هم جدا مى شوند و گاهى هر دو بر يك مورد صدق مى نمايند.
مثلاً هرگاه يك فرد مادى دم از خدا و سراى ديگر بزند كه هرگز به آن عقيده ندارد، رياكار و منافق مى باشد وبرون و درون او با هم مطابق نيست هر چند سخن او عين حقيقت وواقعيت است.
در صورتى كه اگر فردى از فرضيه باطلى مانند فرضيه بطلميوس جداً طرفدارى كند، سخن يك چنين فرد، از نظر ما دروغ است، هر چند منافق نيست، زيرا سخنى را مى گويد كه به آن معتقد است.
پس در مورد نخست «نفاق» صادق است ولى «دروغ» صادق نيست، در حالى كه در مورد دوم «كذب» منطبق است ولى «نفاق» منطبق نيست.
گاهى هر دو عنوان به يك كلام و به يك شخص منطبق مى گردد و آن در صورتى است كه طرف از سخن باطلى دم بزند كه خود به آن معتقد نباشد. در اين جا از آن نظر كه به سخن خود معتقد نيست، عنوان «نفاق» و «منافق» منطبق مى گردد، و از آن نظر كه خود سخن، فاقد واقعيت وحقيقت مى باشد مسأله «دروغ» و «دروغگو» مطرح مى شود، و صحيح است كه به اين سخن هم عنوان «دروغ» و هم «نفاق» بدهيم وگوينده را نيز «دروغگو» و «منافق»