منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٧
نوبنياد وجوان اسلامى است.
رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در ماه رجب همان سال تصميم گرفت با سپاه گران رهسپار كرانه هاى شام گردد و پيش از آن كه دشمن به داخل محيط اسلامى هجوم بياورد او را غافلگير كرده و فتنه را در نطفه خفه كند، از اين جهت، از قبايل اطراف كه گرايش استوار به اسلام داشتند كمك گرفت و به فرماندار «مكه»، «عُتّاب بن اسيد» اطلاع داد كه گروهى را براى شركت در اين نبرد، گسيل دارد، سرانجام رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)با سى هزار نفر، مدينه را به عزم «تبوك» ترك گفت و در آن روز قيادت و رهبرى يك چنين سپاه در چنين سرزمين، بسيار اعجاب انگيز بود پيامبر در اين سفر، هر چند با دشمن روبرو نشد زيرا، دشمن از حركت سپاه اسلام آگاه شده، و از مقابله با لشگر فداكار و ايثارگر، خوددارى كرد وبه نحوى متفرق شد ووانمود كرد كه اصلاً، نقشه اى در كار نبوده است ولى پيامبر با لشگركشى در آن فصل گرم و هدايت سپاه سى هزار نفرى تا كرانه هاى شام و بستن پيمان با سران قبايل مرزنشين، زهر چشمى از دشمن گرفت تا آنجا كه تا پيامبر زنده بود، دشمن انديشه حمله را در مغز نپروراند وپس از درگذشت پيامبر، نخستين نقطه اى كه فتح شد، سرزمين شام بود.
هدف در اين بحث تشريح انگيزه ها و نتايج اين نبرد نيست، نظر ما در اين بحث، بيان تحريكات زيان بخشى است كه منافقان در اين جنگ بيش از هر موقع از خود نشان دادند و آيات زيادى در مورد آنان نازل گرديد و بيشتر آيات سوره «برائت» كه آخرين سوره اى است كه بر پيامبر نازل شده است مربوط به آنها است، وبه خاطر اين كه اين گروه به وسيله آيات اين سوره رسوا شدند آن را سوره «فاضحه» و يا «مخزيه» مى نامند، تو گويى آيات اين سوره، حزب نفاق را رسوا كرد، و آنان را در انظار خوار و ذليل ساخت.