منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦
اگر با ما روبرو شوى، در اين موقع مرد جنگ را باز مى شناسى.[١]
اين گستاخى باز براى پيامبر وياران او قابل تحمل بود ولى آنان دست به كارى زدند كه عهدشكنى خود را آشكار ساختند و آن اين كه زن يكى از انصار كالايى را براى فروش به بازار «بنى قين قاع» آورد و نزد مغازه يك زرگر يهودى نشست، يهوديان بازار خواستند به هر حيله اى شده است روى او را باز كنند ولى آن زن امتناع ورزيد، زرگر، پايين جامه زن را به پشت او گره زد، آنگاه زن از جاى خود برخاست، قسمتى از بدن او نمايان گشت و زن، مورد تمسخر جوانان يهودى قرار گرفت آن زن فرياد كشيد، ناگهان مرد مسلمانى به زرگر حمله برد و او را كشت، يهوديان بى درنگ بر آن مرد مسلمان تاختند و او را كشتند بستگان آن مقتول، مسلمانان را به فرياد رسى دعوت كردند وجريان بالا گرفت.
به طور مسلّم مسأله هتك ناموس به تنها كافى است كه گروهى را به هم بريزد تا چه رسد كه قتل انسانى نيز به آن ضميمه گردد از اين جهت يهوديان بنى قين قاع احساس خطر كردند و مغازه هاى خود را بستند و به خانه هاى خود كه در ميان قلعه بلند و محكمى بود پناه بردند، تحصن در قلعه نشانه موضع گيرى و مخالفت مستقيم آنان با رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)بود.
در اين موقع دو نفر ازسران خزرج كه با گروه «بنى قين قاع» در دوران جاهليت پيمانى داشتند حضور پيامبر رسيده و سخنانى به شرح زير ياد كردند:
«عبادة بن صامت» رو به رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)كرد وگفت: اى پيامبر خدا
[١] سيره ابن هشام:٢/٤٧ وسيره حلبى:٢/٢٢٠ و در مدرك اخير آمده است كه پيامبر اين سخنان را هنگام محاصره آنان در دژ خويش بيان كرد، ولى آنچه ابن هشام ضبط كرده است دقيق تر است زيرا بعيد است افراد محاصره شده يك چنين گستاخى كنند.