منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٨
انسان مكتبى نمى تواند آن را تحمل كند مانند:
١.انكار اصل آزادى در انسان مايه سقوط تمام ارزش هاى انسانى است و در نتيجه ميان نيكوكار وبدكار، ستمگر و دادگر، خدمت گذار وجانى، فرقى نخواهد بود زيرا هيچ كدام از اين دو گروه در انجام عمل خود، مختار و آزاد نبوده، و يك رشته عوامل مرموز، از مرئى ونامرئى افراد را به اعمال خوب وبد سوق مى دهد.
٢. انكار آزادى، ويرانگر مبانى حقوق وقوانين مربوط به ارتكاب جرائم است، زيرا با پذيرفتن اصل «مجبور بودن» انسان، ديگر جرم مفهومى نخواهد داشت، و تقسيم انسان به مجرم و غير مجرم بى معنى خواهد بود.
٣. انكار اختيار نه تنها، ارزش هاى اخلاقى را برباد مى دهد، و مبانى حقوق را ويران مى سازد بلكه لطمه اى بر كرامت انسان وارد مى كند كه هيچ انسان فطرى آن را نمى پذيرد، زيرا يگانه تفاوت انسان با حيوان همين است كه دومى در كار خود از اصل انتخاب و آزادى محروم است و سرنوشت زندگى را، غرايز آن به دست گرفته است و اگر انسان نيز به همين سرنوشت دچار باشد و عوامل مرموزى اعم از كشش هاى درونى و عوامل برونى او را مقهور خود سازد، در اين صورت چه تفاوتى ميان جاندار دو پا و درنده چهار پا خواهد بود.
٤. آيا منكران اصل آزادى در انسان، حاضرند به هر نوع ظلم و ستم، تعدى و تجاوز، تن دهند و در اين مورد لب فرو بندند، چيزى نگويند، شكايتى نكنند و نكوهشى ننمايند.
٥. انسان عصيانگر، پس از مدتى از كار خود پشيمان مى گردد، آنگاه به توبيخ خود و نكوهش خويش مى پردازد وچه بسا پس از ارتكاب گناه يا خلافى