منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٥
«بزرگ ترين ناآگاهى، خويشتن نشناسى است و بالاترين دانش ها شناخت خويشتن، تا از اندازه خود تجاوز نكند».
جمله«ووقوفه عند قدره» دستور مى دهد كه برنامه هاى زندگى انسان بايد مطابق حد و مرزى باشد كه از انسان به دست مى آيد، مثلاً اگر در شناخت خود از انسان به يك درخواست درونى، مانند خداجويى، و دانش طلبى، و يا از قبيل گرايش جنسى، واقف شديم بايد در برنامه زندگى ما، عبادت و نيايش، و علم و دانش جويى، ارضاى قريحه جنسى به صورت يك وظيفه و امور بايستى مطرح شود.
در ديگر سخنان امام على (عليه السلام)چنين آمده است:
«اَلْعارِفُ مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَها وَنَزَّهَها عَنْ كُلّ ما يُبَعّدُها وَيُوبِقُها» .[١]
«عارف كسى است كه خود را بشناسد و خود را از بردگى برهاند، و از آنچه او را از كمال دور مى سازد پاكيزه گرداند».
در اين بحث فشرده كه درباره «شناخت انسان» از نظر قرآن انجام مى گيرد، همه خصوصيات وابعاد وجودى او نمى تواند مطرح باشد، زيرا بحث درباره اين «موجود» ناپيدا كرانه، آن هم از نظر قرآن نياز به بحث هاى گسترده اى داردكه فعلاً نمى توانيم مطرح كنيم، از اين جهت، بحث ما، چارچوب خاصى دارد كه به آن اشاره مى كنيم.
موضوعاتى كه در اين بخش مورد بحث و بررسى قرار گرفته است عبارتند از:
١. طرح مستقل و طرح مشترك در آفرينش انسان.
[١] مدرك سابق.