منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٥
آنگاه به اوچنين دستور مى دهد:
(فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ).[١]
«در ميان مردم به حق داورى كن و از پيروى خواهش هاى نفسانى بپرهيز، مبادا تو را از راه خدا گمراه سازد».
اين نمونه از آيات نشان مى دهد كه موقف اسلام در برابر كليه غرايز انسانى كه به حق هر يك مايه زندگى انسان در اين كره خاكى است، جز تعديل و رهبرى آنها چيزى نيست و پيوسته مى خواهد كه تمام تمايلات انسان در مسير كوشش هاى ثمربخش ومفيد اجتماعى قرار گيرد، حتى غريزه هاى كنجكاوى و شوق به آگاهى، جمال دوستى و هنر وزيبايى خواهى و... همگى بايد داراى چنين سرنوشتى باشند.
٤. حس كنجكاوى وشوق به آگاهى يكى از غرايزى است و در اسلام در آيات و احاديث بس فراوانى، بر اهميت علم تكيه كرده است.
غريزه علم جويى انسان بايد به صورت صحيح رهبرى گردد، و تلاشهاى علمى انسان در مسير رشد و تكامل او قرار گيرد، نه اين كه به صورت ابزارى در دست استكبار جهانى درآيد، كه سلطه هاى شيطانى خود را گسترش دهند و انسان هاى حر و آزاده را از پاى درآورند.
٥. اميرمؤمنان (عليه السلام)در حالى كه جهل را معدن شرّ مى داند ولى آن دانشى كه بشر را اصلاح نكند، گمراهى مى شمارد.[٢]
[١] ص/٢٦.
[٢] الجهل معدن الشر، و علم لا يصلحك ضلال.