منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٩
امروز روان شناسان، گستردگى رفتارى را در ميان جامعه هاى بشرى نشانه غريزى بودن آن مى گيرند و در اين مورد مى گويند:
كشف اين كه: رفتارى در تمام جوامع بشرى با وجود تفاوت فرهنگ آنها مشترك است دليل نيرومندى بر ثبات رفتار آنها است.[١]
اگزيستانسياليست وانكار سرشت
در اين جا «اگزيستانسياليسم» به مخالفت برخاسته و نظريه خود را بر اساس حفظ آزادى گذارده و منكر فطرت ووجدان طبيعى براى انسان شده است، زيرا وجود يك چنين سرشت از نظر پيروان اين مكتب، ميدان كار و خواست او را محدود مى سازد ديگر او نمى تواند بر خلاف فطرت، كارى صورت دهد و يا لااقل كفه تمايل او را به يك طرف، سنگين تر مى سازد، و يك چنين محدوديت و تمايل بر خلاف آزادى است، از اين جهت انسان در اين مكتب، نه تنها فاقد فطرت ووجدان بلكه فاقد طبيعت وماهيت و هر نوع قيد وبند ذاتى است كه مخالف آزادى او مى باشد انسان در اين مكتب فقط وجود دارد و هر چه به انسان قيد و رنگ مى دهد خود او است آن هم از طريق انتخاب و آزادى.
تنها محدوديتى كه اين مكتب براى انسان قائل است، همان حالت هاى خاصى است كه بر او حكومت مى كند مانند:
١. در جهان بودن، ٢. در جهان كار كردن، ٣. در ميان ديگران زيستن، ٤. آنگاه نابود شدن.
[١] روان شناسى اجتماعى:١/٩٣٠.