منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥
پافشارى مى نمود و مى گفت: مدينه تاكنون فتح نشده، و هر موقع دشمن برما روى مى آورد، ما از اين راه بر آنها پيروز مى شديم.
٢. دفاع در بيرون شهر: رزمندگان و دلاوران، به بيرون مدينه بروند و به دفاع بپردازند زيرا براى آنان عيب و ننگ است كه در داخل شهر بمانند و دست روى دست بگذارند تا دشمن به آنها روى بياورد آنگاه به دفاع بپردازند.
اين نظريه را، انصار و يا جوانان آنان تأييد مى كردند و بيش از همه افسر رشيد اسلام حمزه بر اين نظريه اصرار مى كرد. وبراى پايان بخشيدن به ماجرا و هر نوع گفتگو، رو به پيامبر كرد و گفت: به خدايى كه قرآن بر تو نازل كرده است، غذا نخواهم خورد، تا با دشمن در بيرون مدينه نبرد كنم.
سرانجام نظريه دوم برگزيده شد و پيامبر با آن موافقت كرد، و به داخل خانه رفت، زره را پوشيد، و شمشير حمايل كرد، سپرى به پشت انداخت و كمانى به شانه آويخت و نيزه اى به دست گرفت و از خانه بيرون آمد.
ارزيابى نظريه نخست
شكى نيست كه نظريه «قلعه دارى» اگر هم در مواقع ديگر نتيجه بخش بود در آن شرايط مقرون به مصلحت نبود، بلكه كاملاً خطرناك بود.
اوّلاً: مسلمانان با پيروزى چشم گير خود در جنگ بدر، افتخاراتى كسب كرده بودند كه مايه اعجاب دوست و دشمن شده بود تا آنجا كه دشمن از دادن ضايعات، پا به فرار نهاده و شكست فاحشى خورده بود، حالا همان دشمن شكست خورده، با نيروهاى تازه نفس، آهنگ مدينه كرده است، اگر در اين شرايط مسلمانان در كنج خانه بنشينند و دست روى دست بگذارند، و براى