منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٠
٢. منافقى به نام «بشر» با يك فرد يهودى در يك مسأله مالى اختلاف پيدا كردند، يهودى پيشنهاد كرد كه شكايت را حضور «ابوالقاسم» (پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)) ببرند، ولى آن فردمنافق(به ظاهر مسلمان) گفت: نزد «كعب بن الاشرف» كه جزو داوران يهود بود، ببرند، علت عدول منافق از پيامبر و توجه او به داورى يهودى اين بود كه مى دانست كه پيامبر به حق داورى خواهد كرد، و براى اوجز حق چيزى مطرح نيست، در حالى كه «كعب بن الاشرف»فرد دنياپرستى است كه به آسانى مى توان رأى او را خريد.[١]
و در اين مورد آيات ياد شده در زير فرود آمد:
(أَلَمْ تَرَإِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطّاغُوتِ وَقَدْ أُمِروُا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعيداً).[٢]
«آيا به آن افراد نمى نگرى كه گمان مى كنند كه به آنچه كه به تو نازل شده و يا آنچه كه پيش از تو نازل گرديده ايمان آورده اند ولى (با وجود تو) مى خواهند، محاكمه را نزد طاغوت ببرند، در حالى كه مأمورند به اين گونه از افراد كفر ورزند و شيطان مى خواهد آنان را گمراه سازد گمراهى دور».
(وَإِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوا إِلى ما أَنْزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً) .[٣]
«وقتى به آنان گفته مى شود كه به سوى قرآنى كه خدا نازل كرده و سوى پيامبر او بشتابيد، منافقان را مى بينى كه از تو روى برمى گردانند( و به سوى ديگر متوجه
[١] مجمع البيان:٢/٢٥ وغيره.
[٢] نساء/٦٠.
[٣] نساء/٦١.