منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
پيروزى اسلام و سالم بودن پيامبر و كشته شدن گروهى و اسير گشتن گروه ديگرى از مشركان را، به سمع مسلمانان مى رسانيدند «كعب اشرف» كه از طرف پدر عرب، و از طرف مادر يهودى بود وبا حزب نفاق سر وسرى داشت گفت: اگر اين گزارش راست باشد بايد زير زمين بهتر از روى آن باشد.
انتشار خبر پيروزى، حزب نفاق را سخت لرزاند ولى باز دست از شيطنت خود برنداشته و به يكى از ياران صميمى رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)«ابو لبابه» گفتند: جريان به گونه ديگر است و مسلمانان پا به فرار نهاده اند و محمّد كشته شده و نشانه قتل محمد شتر او است كه «زيد» بر آن سوار شده و از ترس نمى داند كه چه مى گويد.
«اسامه» فرزند «زيد» مى گويد از گفتگوى آن منافق با «ابولبابه» آگاه شدم فوراً خود را به حضور پدر رسانيدم و گفتم واقعاً جريان همان طور است كه تو مى گويى، گفت: به خدا سوگند آرى، در اين موقع من با روحيه اى قوى و نيرومند راه را بر آن منافق بستم وگفتم: چرا بر ضد اسلام شايعه سازى مى كنى؟ به همين زودى تو را معرفى مى كنم، تا به سزاى كردار خود برسى، منافق در حالى كه در وحشت فرو رفته بود گفت: آنچه را كه گفتم منهم از كسى شنيده ام.[١]
٣. اغفال مسلمانان از طريق كمك هاى جزئى
پيروزى چشم گير مسلمانان در نبرد «بدر» سبب شد كه رئيس منافقان «عبداللّه بن ابى» به اسلام تظاهر كند، و در پوشش اسلام نفاقى، خود را از آسيب حفظ نمايد وسرانجام حزب «سرى» را بهتر رهبرى كند.
[١] سيره ابن هشام:١/٦٤٢ و٦٤٣; سيره حلبى:٢/١٩٣و١٩٤.