منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٨
نيروى برق در دست او، حركت و فعاليتى ايجاد كرد، كليد باطرى در دست ما است، به گونه اى كه هر موقع بخواهيم مى توانيم جريان برق را قطع كنيم و دست به حالت فلج در آيد ولى ما اين كار را نمى كنيم و او را به حال خود وا مى گذاريم كه در پرتو اين قدرت و نيرو هر كارى را بخواهد صورت دهد در اين موقع، فعل و كار، به هر دو طرف منتسب و به هر دو قائم است ولى مسؤول كار، خود آن شخص است نه آن كسى كه كليد باطرى در اختيار او است.
اين مثالها هر چند نمى توانند بيانگر واقعى براى يك نظريه «فلسفى»و «كلامى» باشند ولى در حدودى مى توانند از طريق تجسم بخشيدن به يك انديشه عقلى مسأله را به اذهان نزديك سازند.
در اين مورد رواياتى از خاندان عصمت رسيده است كه روشنگر حقيقت «بين الأمرين » است و ما برخى را در اين جا كه به صورت پرسش و پاسخ وارد شده است نقل مى كنيم:
راوى: آيا خدا بندگان خود را بر گناه مجبور ساخته است؟
امام: نه.
راوى: آيا كار را به خود آنان سپرده است؟
امام: نه.
راوى: پس جريان چگونه است؟
امام: لطفى از جانب پروردگار تو ميان اين دو.[١]
در رساله اى كه امام هادى (عليه السلام)درباره رد جبر و تفويض نگاشته، مى نويسد: مردم درباره سرنوشت بر دو گروهند:
[١] عن أبى عبد اللّه سأل رجل. أجبرَ اللّهُ العِبادَ على المعاصى؟ فقال: لا ، فقال: ففوّض اليهم الأمر؟ قال: لا، قال: فماذا، قال: لُطفٌ مِنْ رَبِّكَ بَيْنَ ذلِكَ(كافى:١/٢٢١).