منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٠
وخدا در ادامه وجود انسان نقشى نداشته باشد در اين صورت وجود و افعال و كارهاى انسان از شعاع وجود خدا بيرون خواهد بود، و نتيجه آن جز تحديد ذات خدا، ومرزبندى قدرت و توانايى او نتيجه ديگرى ندارد.
براى همين جهت امام هشتم(عليه السلام)در مورد انتقاد از اين گروه مى فرمايد:
«اَلْقَدَرِيَّةُ أَرادُوا أَنْ يَصِفُوا اللّهَ عَزَّ وجلَّ بِعَدْلهِِ فَأَخْرَجُوهُ مِنْ قُدْرَتِهِ وَسُلْطانِهِ».
«قائلان به تفويض خواستند كه خدا را به عدل و دادگرى توصيف كنند، ولى سرانجام از شعاع قدرت و سلطنت او كاستند».[١]
٣. آثار سوء تربيتى
انديشه تفويض و وانهادگى، روح طغيان و سركشى را در انسان دامن مى زند و روى شخصيت و رفتار و كردار انسان اثر مى گذارد. انسانى كه خود را به نيروى لايزال خدا محتاج و نيازمند مى داند و همه چيز خود را از آن او تلقى مى كند، پيوسته در جلب رضا و رعايت مقررات او كوشا مى باشد، اگر احساس بى نيازى كند، به مقرّرات او پشت پا مى زند. و جز ارضاى تمايلات و هوسها به چيزى نمى انديشد.
قرآن در تربيت انسانها، روى فقر و نياز آنها تكيه مى كند و مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِوَاللّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَميدُ) .[٢]
«اى مردم شما نيازمندان به خداييد و خدا بى نياز و ستوده است».
و باز مى فرمايد: احساس بى نيازى مايه طغيان گرى است آنجا كه
[١] بحار:٥/٥٤.
[٢] فاطر/١٥.