منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠
دومين رهبر منافقان«ابو عامر اوسى» بود. او پس از اندك زمانى حجاب نفاق را كنار زد كفر خود را آشكار ساخت و هرگز بسان «عبداللّه بن ابى» در پوشش نفاق باقى نماند، او در ميان قوم خويش نيز مطاع و محترم بود، و در دوران جاهليت، تمايلاتى به مسيحيت پيدا كرد و عباى مويين خشنى را پوشيد، تا آنجا كه او را «راهب» مى ناميدند، عمل رياكارانه او مقام و موقعيتى براى او بخشيده بود.
وقتى پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)با آن آيين كامل و معنويت عظيم وچشمگير، وارد مدينه شد، او حضور رسول خدا رسيد و مذاكره اى به شرح ياد شده در زير، ميان آنان انجام گرفت.
ابوعامر: آيينى را كه آورده اى، چه آيينى است؟
پيامبر: آيين حنيف و دين ابراهيم (عليه السلام)است.
ابوعامر: من بر همان آيين هستم.
پيامبر: نه چنين نيست، تو هرگز بر آيين او نيستى.
ابوعامر: تو بر آيين ابراهيم مسايلى را وارد كرده اى كه هرگز از آن نيست.
پيامبر: من آيين ابراهيم را به صورت درخشان و پيراسته از پيرايه آورده ام.
ابوعامر: هركس دروغ بگويد خداوند او را در غربت بميراند.
پيامبر: من هم مى گويم خداوند دروغگو را به همين سرنوشت دچار سازد.
ابوعامر در توطئه بر ضد پيامبر و مسلمانان از پاى ننشست تا اين كه از مدينه به مكه گريخت و به مشركان پيوست و پس از فتح مكه به طائف پناهنده شد و پس از گشودن طائف به «شام» رفت و در «دومة الجندل» كه از نقاط