منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٢
مع الوصف اين مرحله از خلقت، از مراحل پيشين، فاصله بس زيادى دارد.
نكته چهارم
قرآن مجيد اين مرحله از خلقت را (خَلْقاً آخَرَ) توصيف كرده است، و اين مى رساند كه اين نوع آفرينش، يك آفرينش ديگر است، يك نوع اختلاف ذاتى و دوئيت جوهرى بر اين مرحله حاكم مى باشد.
با در نظر گرفتن اين نكات سه گانه اخير، پاسخ پرسش دوم كاملاً روشن مى گردد، زيرا به حكم اين كه در بيان اين مقطع، لفظ «ثمّ» به كار برده شده كه مى تواند حاكى از فاصله جوهرى ميان اين مرحله، و مراحل پيشين باشد، ونيز از لفظ «انشاء» كه در خلقت هاى ابداعى وكاملاً بى سابقه به كار مى رود كمك گرفته، علاوه بر اين آن را آفرينش ديگر خوانده است، مى توان گفت كه قرآن خلقت روح را با خلقت هاى قبلى مغاير دانسته است و مقصود ازاين مغايرت،جز مادى بودن مراحل قبلى، و زمينه تجرد اين مرحله، چيز ديگر نمى تواند باشد، و يا لااقل آيه در اين معنى ظهور دارد.
پاسخ به سؤال سوم
در اين جا گذشته از دو پرسش پيش، پرسش سومى نيزمطرح است و آن بقاى روح پس از فناى جسم و تن مى باشد و قرآن به اين حقيقت در آيات متعددى تصريح كرده است كه برخى را مى آوريم.
بقاى روح پس از مرگ بدن، از معارف بلند اسلامى است كه مرگ را پايان زندگى ندانسته بلكه آن را روزنه اى به زندگى ديگر آن هم در جهان برتر تلقى مى كند.