منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٤
٢. آيا اين جانشينى از خصايص آدم است يا فرزندان او نيز در اين فضيلت سهمى دارند، اگر نظر نخست استوار باشد، ارتباطى به ارزش انسان نخواهد داشت.
پاسخ: ظاهر آيات ديگر نظريه دوم را تأييد مى كند زيرا قرآن پس از تثبيت والامقامى آدم و اين كه او اسرارى را تحمل كرد كه فرشتگان را ياراى تحمل آن نبود، فوراً جريان سجده فرشتگان را بر آدم مطرح مى كند و روشن مى سازد كه ملاك مسجود شدن آدم، همان والامقامى او است و اگر داراى چنين مقام و فضيلتى نبود، هرگز خدا فرشتگان را امر نمى كرد كه بر او سجده كنند، اين از يك طرف.[١]
از طرف ديگر در بحث آينده خواهيم گفت سجده فرشتگان، بر آدم رنگ خصوصى نداشته است، بلكه سجده بر او به اين عنوان بود كه او نماينده كل آدم ها و انسان ها است، و سجده بر او حكم سجده بر كل انسان ها را داشته است.
با توجه به اين دو مطلب مى توان گفت: جانشينى از خدا، به شخص آدم مربوط نبوده، بلكه اين فيض درباره فرزندان آدم نيز جريان داشته است.
و به ديگر سخن: از گسترش معلول و اين كه فرشتگان با سجده بر آدم، مطلق آدمى زاد را سجده كرده اند وسجده بر او به عنوان نمايندگى از تمام انسان ها بوده است مى توان به وسعت علت (تمام افراد انسان خليفه خدا مى باشند و در همه انسان ها امكان آگاهى از اسرار جهان هست) پى برد. چيزى كه هست آدم ابوالبشر تمام اين اسرار و رموز را بالفعل ويك جا آموخت چون در جايى زندگى مى كرد كه در آنجا حركت و تدريج در كار نبود، ولى
[١] طه: آيههاى ١١٧ ـ ١١٩ مراجعه شود.