منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤١
متوالى، به گل دستگارى اش مى دهد، تا آن كه چيزى را كه مى خواهد پديد آورد.
شكل انواع گلدان، كاسه، تقار، كوزه، سبو، خمره وغيره در ابتدا يكى است و به تدريج، شكل هاى ديگر ظاهر مى شود، تا آن كه به شكل و نوع منظور منتهى مى گردد، گل خام و بى قدرت، مقاومتى در برابر عوامل مخرّب ندارند و بر اثر گرما سفت و سخت مى شود و عكس العمل تام سفال ها در مقابل حرارت يكسان نيست برخى ذوب و يا نقص پيدا مى كنند ولى سفال هايى كه جنس خاك آنها ناخالص نداشته و گل آنها كاملاً پرورش داده شده باشد در مقابل حرارت كاملاً مقاوم و سالم و خوشرنگ از كار در مى آيند».[١]
پيشداورى اساس اين برداشت است
هدف از استخراج اين مفاهيم از آيات چيزى جز يك پيشداورى درباره خلقت انسان، نيست و آن اثبات تكامل تدريجى انسان و تحول وى از نوعى به اين نوع است ولذا مى گويد:
«كوزه گر براى ساختن يك كوزه از ابتدا صدها شكل متوالى به گل دستكارى اش مى دهد...» و وجود انواع در زمان و شرايط مختلف زندگى در نظر او، بسان وجود كوزه سفال در كوره سوزان است، يعنى همان طور عكس العمل سفالها در برابر حرارت يكسان نيست همچنين مقاومت جانداران در برابر شرايط گوناگون يكسان نمى باشد و در نتيجه بخشى از جانداران نابود مى شوند و بخشى كه توانايى بيشترى دارند، و شايسته بقا و زندگى هستند
[١] خلقت انسان ١٢٥ـ ١٢٧.