منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٥
وچهارپايان و زراعت، براى مردم زيبا تجلى كرده است و اينها سرمايه هاى دنيوى هستند وسرانجام نيك نزد خدا است».
لفظ ( زُيِّن) كه به صورت صيغه مجهول وارد شده و به معنى «زينت داده شده» است حاكى است كه اين تمايلات از درون انسان مى جوشند، وعامل خارجى آن را بر لوح نفس انسان ننگاشته است، گذشته از اين آيه، هر فردى وجداناً چنين علاقه را در خود نسبت به امور ياد شده لمس مى كند، بالأخص كه علاقه به زن و فرزند از نيرومندترين غرايز انسانى است كه مبدأ بسيارى از حوادث بوده است.
از اين كه در ذيل آيه، اين امور شش گانه كالاى پست دنيوى خوانده شده و نيك فرجامى(زندگى سراى ديگر) را نزد خدا دانسته است، حاكى است كه انسان بايد از اين گونه امورد در حد وسيله بهره بگيرد، و هرگز آنها را هدف زندگى قرار ندهد و اين همان تعديل غرايز است كه موضوع گفتار ما را در بحث دوم تشكيل مى دهد.
٢. (وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ) .[١]
«علاقه او به مال دنيا شديد است».
٣. (إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً* وَإِذا مَسَّهُالْخَيْرُ مَنُوعاً).[٢]
«انسان حريص وبى صبر آفريده شده است، اگر شرى به او برسد، بى صبرى مى كند و اگر مالى به او برسد، ديگران را محروم مى سازد».
[١] عاديات/٨.
[٢] معارج/١٩ـ٢١.