منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٨
١. «مغيرة بن وائل» يكى از منافقان صدر اسلام با يكى از ياران پيامبر، در زمينى شريك بود وقتى زمين را قسمت كردند قسمت نامرغوب به نام آن فرد مسلمان درآمد «مغيره » درخواست كرد كه سهم او را نيز بخرد، او نيز سهم خود را فروخت و بهاى زمين را دريافت كرد و كار پايان پذيرفت ولى پس از مدتى خريدار از كار خود پشيمان شد و گفت: من از وضع اين زمين آگاه نبودم و بايد بهاى گرفته را پس بدهى و زمين خود را بردارى، طبعاً يك چنين خصومت بايد در دادگاه اسلام فيصله پذيرد از اين جهت آن فرد مسلمان، منافق را به دادگاه اسلام دعوت كرد ولى او پذيرا نشد و گفت: «محمد» مرا دشمن مى دارد از آن مى ترسم كه بر من ستم كند در اين هنگام آيات ياد شده در زير فرود آمد.[١]
(وَيَقُولُونَ آمَنّا بِاللّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلّى فَريقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَما أُولئِكَ بِالْمُؤمِنينَ).[٢]
[١] برخى از مفسران آيات ياد شده را مربوط به نزاع اميرمؤمنان با عثمان مى دانند ومى گويند على(عليه السلام) براى رفع مخاصمه پيشنهاد كرد حضور پيامبر بروند ولى عبدالرحمان بن عوف پيشنهاد نمود كه پيش «ابن شيبه» يهودى رفع اختلاف كنند(نور الثقلين:٣/٦١٥).
عجيب اين كه «ابن شيبه» به عثمان گفت: شما محمد را امين خدا نسبت به وحى او مى دانيد ولى در داورى او را متهم مى كنيد.
در مجمع البيان، ج٤/١٥٠، آيه را مربوط به نزاع منافقى با يهودى دانسته آنگاه از بلخى نقل مى كند كه آيه مربوط به نزاع على و عثمان مى باشد و على براى رفع خصومت پيامبر را پيشنهاد كرد ولى «حكم بن عاص» كه از بستگان عثمان بود، پيامبر را متهم كرد كه در داورى جانب على را مى گيرد.
تفسير طبرى و تفسير «الدر المنثور» كه بر اساس تفسير قرآن به حديث نوشته شده است در اين مورد سكوت اختيار كرده و اجمالاً يادآور شده اند كه آيه مربوط به منافقان است.
[٢] نور/٤٧.