منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٩
انجام دهد، و يك چنين علم و اراده پيشين، تحكيم كننده آزادى است نه نافى آن.
روشنفكر غربى تصور كرده است كه در محيط زندگى، و در ميان عوامل سرنوشت ساز، عامل مرموزى به نام «قضا وقدر» وجود دارد كه طراح زندگى و سازنده سعادت و شقاوت است در صورتى كه سازنده سرنوشت خود انسان و عامل خوشبختى وبدبختى خود او است و تقدير و سرنوشت هر فردى در گرو اختيار و اراده او است و تقدير الهى و سنت وى جز اين نيست كه هر فردى از طريق انتخاب و آزادى، طراح زندگى و تعيين كننده سرانجام زندگى خود باشد در اين صورت يك چنين تقدير كه يك سنت همگانى است، چگونه مى تواند، مخالف حريت و آزادى انسان باشد «قضا» و «قدر» جز سنت هاى عمومى كه بر فرد و جامعه حاكم است، چيز ديگرى نيست و يك چنين سنتى، خواه به تقدير قائل بشويم و خواه نشويم، قابل انكار نيست.
٢. تحديد وجود خدا و قدرت او
هرگاه افعال انسان مربوط به خود او باشد و قدرت و اراده خدا در پيدايش اين پديده ها نقش و تأثيرى نداشته باشد، قهراً از اراده خدا، بيرون خواهد بود، در اين صورت قدرت و توانايى و اراده و خواست او تا مرز علل طبيعى محدود گرديده در اين صورت عموميت وگسترش قدرت او مورد انكار قرار خواهد گرفت، نه تنها شعاع قدرت واراده او محدود خواهد گشت بلكه شعاع ذات او نيز محدود خواهد شد.
براى ذات خداوند و قدرت وتوانايى و اراده و خواست او حد و مرزى نيست اگر كليه علل طبيعى در فعل و تأثير، مستغنى و بى نياز از خدا باشند