منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٥
جَميعاً وَمَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النّاسَ جَميعاً...) .[١]
«هركس انسانى را(بى جهت) نه براى قصاص و نه براى فسادى كه در روى زمين كرده باشد، بكشد گويا تمام انسان ها را كشته واگر انسانى را احيا كند(از مرگ نجات دهد) مانند اين است كه همه را زنده كرده است».
آيا يك چنين ارزش گذارى، مبالغه در ارزيابى از انسان است يا عين حقيقت مى باشد؟! حاشا كه وحى الهى در جهان بينى خود به مبالغه گويى بپردازد و ارزش موجودى را بى جهت بالا ببرد.
نكته اين ارزش والا اين است كه هركس، انسان بى گناهى را به هر عنوان بكشد آمادگى آن را دارد كه به خاطر همان انگيزه، تمام انسان هاى بى گناه را بكشد، زيرا قتل فرد مشخصى، براى اومطرح نيست، و ميان اين فرد بى گناه ويا آن فرد گناهكار در نظر او تفاوتى وجود ندارد و قهراً او به خاطر همان انگيزه، آمادگى قتل تمام انسان هاى بى گناه را دارد، از اين جهت قرآن درباره او مى فرمايد:
(...فَكَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعاً...) .
«يعنى شبيه قتل تمام انسان ها است».
فرض كنيد كسى وارد خانه اى مى شود و مى خواهد يك خانواده بى گناه را قتل عام كند، ولى فقط موفق به قتل يكى از اعضاى خانواده
[١] گسترده ترين رساله درباره ديات اسلام نامه اى است كه اميرمؤمنان (عليه السلام) آن را به فرماندهان سپاه خود نوشته است و در لسان فقها به نام روايت ظريف بن ناصح معروف است ومرحوم صدوق آن را در كتاب «من لا يحضره الفقيه» نقل كرده است به جلد چهارم آن كتاب بخش ديات مراجعه بفرماييد.