منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٦
خداجويى، عدالت طلبى، نوع دوستى، كه هرگز در بدن پايگاه فيزيكى ندارند و عضو خاصى در بدن، مظهرى براى تحريك اين نوع احساسات درونى نيست همچنان كه، تجلى اين نوع تمايلات با يك رشته فعل و انفعالات شيميايى در بدن همراه نمى باشند.
تعداد امور فطرى وغريزى
با پيشرفت علوم انسانى، مخصوصاً روان شناسى علم بر يك رشته امور فطرى وغريزى دست يافته است كه در گذشته مورد توجه نبوده است ولى بسيارى از آنها شاخه هايى از يك رشته اصول فطرى مى باشند كه در گذشته معلوم ومشهود بوده است وما در اين جا نمونه هايى را مطرح مى كنيم كه برخى اصل و برخى ديگر شاخه اى است از اصل ديگر مانند:
١. حس خداجويى، ٢. حس كنجكاوى، ٣. حس نيكى، ٤. حس زيبايى، ٥. حس خودخواهى، ٦. حس ثروت اندوزى، ٧. حس راحت طلبى، ٨. حس جنسى، ٩. مهر مادرى، ١٠. حس تجاوزگرى و....
همان طور كه يادآور شديم برخى از اين امور را بايد به يك ريشه باز گردانيده و پرتوى از يكديگر دانست.
«انسان فطرى» و «انسان مكتبى»
بررسى زندگى انسان از دوره كودكى و نوجوانى، وجوانى تا دوره پيرى و فرتوتى، به روشنى ثابت مى كند كه وجود وهستى انسان از نخستين دوره حيات با يك سلسله تمايلات و كشش ها و استعدادها و شايستگى ها سرشته شده و با