منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٩
ماهيتى جز آنچه كه از طريق كار و كوشش او به دست مى آيد قايل نشويم؟
پاسخ اين پرسش روشن وجواب منفى است: زيرا، اين نهادها در درون انسان نوعى تمايل و كشش پديد مى آورند نه اين كه از او سلب آزادى مى كنند. و در حقيقت مشوّق ومحرك انسان مى باشند نه تسخيرگر او و همه اين نهادها، درخدمت اراده انسان قرار دارند ومددكار او مى باشند، نه فرمانده سلطه گر و انسان در پيروى، در مخالفت، در رهبرى، در اشباع، و در تغيير مسير دادن هر يك از تمايلات، كاملاً مختار و آزاد است و ريشه هر نوع فعاليت آگاهانه انسان، اراده و خواست او است كه از غريزه حريت و آزادى او سرچشمه مى گيرد و اعتقاد به چنين زمينه ها ملازم با آن نيست كه انسان را يك موجود «پيش ساخته» بدانيم كه اسير چنگال غرايز خود مى باشد. و او را به تمام معنا در مسيرى كه از قبل تعيين شده است قرار دهد. وما پس از نقد مكتب «جبرى گرى» درباره پايه تأثير «مثلث شخصيت» بحث و گفتگو خواهيم كرد.
ما در اين بحث در مقابل دومكتب متضاد قرار گرفته ايم، يكى مكتب «اگزيها» كه در اثبات آزادى آنچنان پيش رفته اند كه حتى براى حفظ آزادى سائقه هاى فطرى و كششهاى درونى را منكر شده اند، مبادا كه اثبات يك چنين تمايلات ذاتى مايه سلب آزادى گردد.[١]
دومى مكتب جبريها كه هر نوع اختيار و آزادى را از انسان سلب مى كند، در حالى كه قرآن با هر دو مكتب به مخالفت برخاسته و در عين اعتراف به يك رشته امور فطرى، انسان را حرّ و آزاد مى داند.
اكنون به تحليل هر دو مكتب مى پردازيم.
[١] اين مكتب در غرب، جانشين مكتب «تفويض و وانهادگى انسان» در شرق شده است و ما پس از نقد مكتب «اگزيها» ، و «جبريها»، به نقد مكتب «تفويض»نيزخواهيم پرداخت.