منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٤
انجام دهد ويا از انجام امورى خوددارى كند، و اين خواست ها براى اين است كه او از اين طريق در مسير تكامل قرار گيرد، و نقايص را از خود دور كند.
هرگاه پايه گذاران اين علوم و دانش ها، درباره انسان، به اختيار و آزادى كامل و يا ضمنى و نيم بند معتقد نباشند، هر نوع كوشش درباره بالا بردن روح انسان، نقش بر آب بوده، همچنان كه تعيين هر نوع پاداش و كيفر، زمينه درستى نخواهد داشت.
علت ابهام مسأله
علت ابهام و پيچيدگى مسأله اين است كه انسان از طرفى در خود علايم ونشانه هاى «جبر» را مشاهده مى كند، و از جهت ديگر واقعيت اختيار و آزادى را در خود لمس مى نمايد از اين جهت مدتى در حيرت وسرگردانى به سر مى برد، تا سرانجام يكى از دو طرف مسأله را برمى گزيند.
مثلاً از طرفى مشاهده مى كند كه او هرگز از طريق اختيار و آزادى گام به اين جهان نگذارده، و ناخواسته در يك نظام خاصى رشد ونمو كرده است، و هر يك از عوامل «وراثت»، «فرهنگ»، «محيط» ناخواسته در روح و روان او اثرات خاصى نهاده است و سرانجام او تا حدودى در پرتو اين عوامل پيش از تولد و يا پس از آن، به صورت يك موجود دست بسته درآمده كه بايد در مسير خاصى پيش برود.
و اگر او آزاد مطلق، و يك فرد تام الاختيار بود، نبايد يك چنين عواملى خارج از اختيار، وجود او را فرا گيرد اين از يك طرف.
از طرف ديگر او پس از رشد و نمو و پس از بلوغ به پايه درك و تعقل، واقعيت آزادى را در اعماق دل درك مى كند، و خود را در انجام كارى ملزم و