منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٩
محيط مدينه از نيروهاى مخالف، عرصه بر حزب منافق تنگ خواهد گشت و ديگر نخواهد توانست، كارى بر ضد اسلام صورت دهد، از اين جهت چهار تن از سران حزب نفاق كه ابن هشام اسامى آنها را آورده است به طور سرى با سران «بنى النضير» تماس گرفتند، و از آنان خواستند كه سرسختى نشان دهند و خانه هاى خود را ترك نگويند و به آنان قول دادند كه هرگز آنها را تحويل محمد نخواهند داد و اگر جنگ آغاز شود در كنار آنها خواهند جنگيد و اگر به زور از مدينه بيرون روند، آنها نيز بيرون خواهند رفت.
«بنى النضير» فريب وعده هاى توخالى سران نفاق را خوردند، هر چه صبر كردند، خبرى از آنان نشد، و ترس و لرز زندگى آنان را فرا گرفت و نمى دانستند كه چه بكنند.[١]
حلبى در سيره خود مى نويسد: عبداللّه بن ابى به سران بنى النضير پيامى فرستاد و گفت: از سرزمين خود بيرون نرويد و در دژهاى خود بمانيد، دو هزار مرد نيرومند از قبيله خود و غيره گوش به فرمان من هستند، آنها در لحظه حساس به دژ شما وارد مى شوند، و آخرين فرد آنان پيش از آن كه از «بنى قريظه» و يا از هم پيمانان شما از «غطفان» كمك به شما برسد، آنها از شما دفاع مى كنند، بنى النضير مرعوب، به جسارت آمدند و به پيامبر پيام فرستادند كه ما خانه هاى خود را ترك نمى كنيم، هر تصميمى كه درباره ماها مى توانى بگيرى، بگير!
در ميان گروه بنى النضير مرد عاقل و خردمند و منافق شناسى بود به نام «سلام بن مشكم» وى رو به رئيس قبيله خود فرزند «اخطب» كرد وگفت: ارزش
[١] سيره ابن هشام:٢/٢٩٢.