منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٥
اختيار او مى باشد. و سرانجام هر دو در اعمال خود مجبور مى باشند و اختيار و آزادى انسان، اصالت ندارد اگر اراده حيوان زاييده غرايز خارج از اختيار او است، و هرگز توانا بر ترك خواسته هاى درونى خويش نيست، همچنين كارهاى انسان زاييده اراده او كه خود زاييده يك رشته علل غير اختيارى است، و در نتيجه انسان و حيوان هر دو فاعل غير مختار بوده، چيزى كه هست، انسان فاعل جبرى مختارنما است. و اختيار و آزادى ظاهرى آن، لعابى است بر جبرى گرى واقعى او.
آيا مادى كه دم از جبر مى زند، حاضر است اين نتيجه را بپذيرد و ارزش انسان را در حدّ يك جاندار پايين بياورد؟
٢. در تمام جهان عمل مربيان واستادان اخلاق در اصلاح فرد وجامعه قابل تقدير وستايش است حتى در مركز «كمون ها» علوم و دانش هاى تربيتى به صورت علمى پى گير مى شود، اگر به راستى سرنوشت فرد در دست خود نيست و زمام جامعه به دست افراد اوسپرده نشده است، بلكه همگى منعكس كننده آثار يك رشته عوامل مادى مى باشند كه اراده و خواست انسان ها را محاصره كرده است و خواه ناخواه آنان را در مسيرى كه خود نخواسته اند قرار مى دهد، در اين صورت، كوشش در اصلاح اخلاق فرد و جامعه، و دعوت آنان به ارزشهاى اخلاقى و برنامه هاى سازنده، چه سودى مى تواند داشته باشد، انتظار اصلاح درباره موجودى كه سرنوشت او در دست علل مادى فاقد شعور است، و او را خواه ناخواه به جهت مخصوص مى راند، بسيار انتظار بى جا ولغو است انتظار تربيت و تغيير مسير، وگرايش به ارزش ها، نسبت به موجودى روا است كه آزادى واختيار او اصالت داشته ، و در گزينش راه و چاه، حر و آزاد باشد.