منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٣
خاصى است كه در آدم قدرت وتوان چنين آموزشى بود ولى فرشتگان فاقد چنين شايستگى بودند وگرنه آگاهى از لغات و الفاظ و اسامى و نامها در توان هر دوگروه بود، و هر دوگروه آنها را به تدريج آموختند.
گواه روشن بر اين كه آگاهى آدم از اسما به صورت آگاهى از الفاظ و اسامى اشيا نبود همان جمله :(ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ) است.
ضمير متصل هم در (عَرَضَهُمْ) حاكى است كه مقصود از اين تعليم آموزش اسما و نامها نبوده است زيرا اگر مقصود اين بود لازم بود بفرمايد: «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَكُلَّها ثُمَّ عَرَضَها».
و با توجه به اسلوب آيه بايد گفت: مقصود از تعليم اسما تعليم اسرار و رموز جهان آفرينش است كه اين اسرار به گونه اى در نظر آدم مجسم گرديد و در چشم انداز او قرار گرفت و از اين جهت لفظ «عرض»(در معرض قرار دادن) به كار برده است و فرشتگان را استعداد و شايستگى درك چنين حقايق و اسرار را نبود.
و علت اين كه لفظ «هم» كه غالباً در موجودات زنده عاقل به كار مى برند، به كار برده شده، اين است كه عظمت و جلالت حقايق جهان واسرار آن مجوّز آن شد، كه درباره آن ضميرى كه مخصوص ذوى العقول است به كار برده شود چنان كه يك چنين كارى نيز درباره شمس و قمر در سوره يوسف انجام گرفته است آنجا كه مى فرمايد:
(...وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لى ساجِدينَ) .[١]
«خورشيد وماه را ديدم كه بر من سجده مى كنند».
[١] يوسف/٤.