منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦١
دلهره منافقان به سرگردانى يك چنين فرد باران زده وگرفتار در ظلمت هاى باران و ابر و شب مى باشد در حالى كه در راه نخست بايد براى هر يك از آحاد مثل، برابرى در ناحيه منافقان تعيين كنيم مثلاً بگوييم:
مقصود از«باران» آيين اسلام است كه بسان آب، مايه حيات قلوب است، وهدف از «ظلمات» افكار شيطانى منافقان مى باشد كه قلوب آنان را فرا مى گيرد همچنان كه مقصود از «رعد و برق» وعده و وعيدهاى الهى، و مقصود از «صواعق» واكنش اعمال آنها است و در هر حال اين دو مثل از مثلهاى بس زيباى قرآن است كه حالات منافقان را ترسيم مى كنند.
قرآن با ترسيم دو مثل درباره منافقان كه هم اكنون به تشريح آنها پرداختيم، يادآور شد كه حيرت و سرگردانى نتيجه مستقيم «نفاق» است، و يك اقليت با پرده پوشى بر عقايد وكردارهاى خود، بخواهد در ظاهر به نفع «اكثريت» شعار بدهد وچنين وانمود كند كه از آنها است ولى درست در نقطه مقابل آنها باشد، پيوسته در وادى حيرت واين كه «چه كند وچه نكند» كه پرده از رازش برون نيفتد، به سر مى برد و اين تحير و سرگردانى را تمثيل هاى ياد شده كاملاً مجسم ساخت.
اين حالت براى خود يك رشته پيامدهايى دارد وحالات ديگرى را با خود «يدك» مى كند كه قرآن در سوره هاى گوناگون و به مناسب هاى مختلف به بيان آنها پرداخته است اينك ما نيز به تشريح آنها مى پردازيم.
٢. تذبذب و فرصت طلبى
رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در يكى از سخنان گرانبهاى خودمنافق را به بره اى تشبيه