منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٩
مثل دوم
(أَوْ كَصَيِّب مِنَ السَّماءِ فيهِ ظُلُماتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فى آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَالْمَوتِ وَاللّهُ مُحيطٌ بِالْكافِرينَ).[١]
«مثل منافقان، مانند رهگذرانى است كه در شب تاريك توأم با رعد و برق وصاعقه، باران شديد بر سر آنان ببارد، آنان از ترس مرگ انگشتان خود را در گوش خود مى گذارند تا صداى صاعقه را نشنوند خداوند بر كافران احاطه دارد».
(يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَلَهُمْ مَشَوْا فيهِ وَإِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَلَوْ شاءَاللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصارِهِمْ إِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ).[٢]
«روشنايى خيره كننده اى نزديك است نور چشم آنان را بربايد (خيره سازد) هر لحظه اى در صفحه بيابان برق مى زند،(پيش پاى خود را مى بينند) و راه مى روند و هر موقع خاموش مى گردد توقف مى كنند هرگاه خدا بخواهد گوش وچشم آنان را از بين مى برد خداوند بر هر چيزى توانا است».
در مثال نخست، منافقان به فردى تشبيه شده اند كه در بيابانى توقف كرده و با افروختن آتش مى خواهند اطراف خود را ببينند، در حالى كه در اين تشبيه آنان به رهگذرانى در بيابان تشبيه شده اند كه با باران سيل آسا روبه رو شده اند و صداى غرش وحشت زا و مهيب «رعد» نزديك است پرده هاى گوش آنان را پاره كند يا در آتش صاعقه بسوزاند.
براى رهايى از چنين مهلكه اى مى خواهند، راهىِ پناهگاهى شوند، هر
[١] بقره/١٩.
[٢] بقره/٢٠.