منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٨
است و در حقيقت معنى «إذا حَدَّثَ كَذَبَ» اين است كه : «إذا حَدَّثَ عَنِ اللّهِ كَذَبَ».[١]
در اين جا علاوه بر اين سه توجيه، توجيهات ديگرى نيز هست كه از بازگويى آنها خوددارى مى شود.
ولى در اين جا درجات ديگرى براى نفاق است كه با درجه پيش، تفاوت روشنى دارد، مثلاً ريا از مراتب نفاق است، در حالى كه واقعيت نفاق در آن، ضعيف تر از نفاق در «منافق» است و با توجه به اين مطلب مى توان پرسش را پاسخ داد و اساس پرسش و اعتراض را يك مطلب تشكيل مى دهد و آن اين كه تصور شده است كه نفاق يك معنى و يا يك درجه بيش ندارد، و آن اين كه: تظاهر به اسلام كند در حالى كه در باطن كافر باشد، در حالى كه نفاق درجات و مراتبى دارد، و يكى از درجات آن همان است كه گفته شد، زيرا فرد رياكار به ظاهر مدعى است كه براى عبادت انگيزه الهى دارد در حالى كه در باطن انگيزه ديگرى دارد.
يكى از مراتب نفاق اين است كه فردى مدعى علاقه به انسان باشد در حالى كه او را دشمن دارد و يا در ظاهر، تظاهر به صلاح و فلاح كند، در باطن فاسق و بدكار باشد.
بنابراين، نفاق معنى وسيعى دارد كه اين نوع از نفاق ها را نيز در بر مى گيرد و در مورد حديث گذشته،صدق نفاق از اين جهت است كه انسانى مدعى اسلام و ايمان است، ولى عمل او بر خلاف آن گواهى مى دهد چه نفاقى روشن تر وچه دو نوع چهره اى واضحتر، از اين كه مدعى ايمان به خدا و
[١] سيوطى در شرح سنن ترمذى.