منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٥
فساد، بر اين عامل تكيه كرده وكوشش مى كنند شكست هاى سياسى و اجتماعى، و يا آلودگى خود را از اين طريق توجيه كنند تا آنجا كه شاعر عارف مى گويد:
رضا به داده بده و ز جبين گره بگشاى *** كه بر من وتو، در، اختيار نگشادند
و ديگرى مى گويد:
گليم بخت كسى را كه بافتند سياه *** به آب زمزم و كوثر، سفيد نتوان كرد
سومى گويد:
كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت *** يا رب از مادر گيتى به چه طالع زادم
بحث درباره «قضا» و «قدر» و تفاوت اين دو و توضيح معانى مختلف «تقدير» كه از آيات وروايات و سخنان انديشمندان بزرگ اسلامى استفاده مى شود[١] در اين بحث فشرده نمى گنجد آنچه در اين جا لازم است بيان شود اين است كه سرنوشت به معنى «علم پيشين» و يا «اراده تخلف ناپذير خدا» مايه جبر و سلب اختيار نيست، وبحث درباره معانى «سرنوشت» به وقت ديگر موكول مى شود.
اينك بيان هر دو جهت:
الف. علم پيشين خدا و اختيار انسان
مى گويند: خدا از روز نخست و پيش از خلقت جهان از گردش ستارگان در فضاى بى كران، وحركت مرموز الكترونها در دل اتم ها و ريزش برگ
[١] در اين مورد از اين قلم به كتاب «سرنوشت از ديدگاه علم و فلسفه» مراجعه فرماييد.