منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٧
ترديد كرد، بالأخص كه هرگز پيامبر مصالح عامه را از نظر دور نمى داشت، به خاطر اصرار چند جوان، مصلحت را زير پا نمى گذارد.
اعتماد به چنين نقل ها حاكى از عدم شناخت پيامبر است رسول گرامى رئيس عادى نيست كه به خاطر افكار عمومى، مصالح را ناديده بگيرد و بر خلاف آن، صحه بگذارد.
اميرمؤمنان(عليه السلام)مى فرمايد:
«فَوَاللّهِ ما غُزِىَ قَومٌ فى عُقْرِ دارِهِمْ إِلاّ وَقَدْذَلُّوا».[١]
«به خدا سوگند آن گروه كه در خانه بنشينند و دشمن بر سر آنها بريزد، قطعاً خوار و ذليل شده اند».
پيشنهاد «عبداللّه بن ابى» مصداق گفتار على (عليه السلام)است كه مى خواست دشمن بر سر مسلمانان بريزد و در داخل خانه با آنان بجنگد و هيچ بعيد نبود كه اعضاى حزب نفاق اعم از مسلمان نما و متحدان آنان از يهود به عنوان ضد انقلاب داخلى، از دشمن حمايت كند.
نقشه ديگر رئيس حزب نفاق
ستونى از يهود در نيمه راه
چشم پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در مسير خود به سوى «اُحد» به گروهى افتاد كه جدا از مسلمانان به صورت يك ستون نظامى در حال حركت به سوى اُحد بودند وقتى شناسايى شدند، معلوم گرديد كه همگى يهودى و ازهم پيمانان
[١] نهج البلاغة، خطبه ٦.