منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٠
موقع از كناره افق، برق پرنورى مى جهد فوراً چند گام بر مى دارند و هر موقع خاموش مى شود، فوراً توقف كرده وحيران و سرگردان آميخته با اضطراب و دلهره در خود فرو مى روند.
از ترس غرش مهيب و وحشتزاى «رعد» انگشت در گوش مى نهند، تا پرده گوش آنان پاره نشود امّا از طرف ديگر نور برق آنچنان نيرومند است كه نزديك است كه ديد چشم آنان را بربايد.
از طرف سوم، ترس از آتش صاعقه آنچنان آنان را حيران و سرگردان ومضطرب و پريشان ساخته كه نمى دانند چه كنند.
اين حال آن رهگذرانى است كه در چنين شرايطى قرار گيرند، قرآن يادآور مى شود كه وضع منافقان درست همانند وضع چنين رهگذرانى است كه در خطر تاريكى و سيل و رعد و برق و صاعقه قرار گرفته باشند.
حالا اين تشبيه چگونه در زندگى منافقان صادق است ومقصود ازتاريكى وباران و يا رعد و برق و صاعقه در زندگى آنان چيست؟ هم اكنون به تفسير آن مى پردازيم.
مفسران اسلامى در تفسير و تبيين اين مثل، دو راه را برگزيده اند، گاهى آن را به صورت «تشبيه هاى متعدد» تحليل كرده اند و براى هر يك از آحاد و اجزا مثل «مشبهى» در جانب منافقان تعيين مى كنند، و گاهى آن را از قبيل «تشبيه مركب» مى دانند كه مجموع حالات منافقان شبيه حال يك چنين فرد گرفتار در باران است هر چند براى هر يك از اجزاى مثل، «مشبهى» در ناحيه منافقان وجود نداشته باشد.
راه دوم صحيح تر و استوارتر به نظر مى رسد، هدف تشبيه سرگردانى و