منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٤
ناصحان عبداللّه از يك نكته غفلت داشتند و آن اين كه دعاى رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در زمينه هاى مساعد و آماده مستجاب مى گردد نه در قلوب كور، و گوشهاى كر، دعاى اوليا بسان بذر صالح است كه اگر در سرزمين ناپاك پاشيده گردد هرگز رشد نمى كند از اين جهت قرآن در اين مورد مى فرمايد:
(سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ لا يَهْدِى الْقَومَ الْفاسِقينَ) .
«خواه در باره آنان طلب آمرزش بنمايى يا ننمايى خدا آنان را نخواهد بخشيد، خداوند گروه فاسق را نمى بخشد».
جوانى در كشاكش عاطفه و ايمان
رفتار رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)با رئيس حزب نفاق سبب شد كه نزديك ترين فرد به او، بر ضد او بشورد، تاريخ مى گويد: رئيس حزب نفاق فرزندى دارد به نام «عبداللّه» كه در ميان خزرجيان نيكوكارتر از او نسبت به «والدين»وجود نداشت ـ مع الوصف ـ او از كارشكنى هاى پدر خود آگاه بود از اين جهت حضور رسول گرامى رسيد و گفت: اگر بنا است پدرم كشته شود، مبادا انجام اينكار بر عهده ديگرى گذارده شود زيرا در اين صورت ممكن است دست من به خون قاتل پدرم آلوده گردد و هرگز نمى توانم ببينم كه قاتل پدرم زنده است در اين صورت مسلمانى به خاطر كافرى كشته مى شود.
اگر مقام رسالت تصميم بر چنين كار دارد، چه بهتر، انجام آن را بر عهده من بگذارد، ومن شخصاً اورا به قتل برسانم.
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)به او فرمود: برو با اومدارا كن وما نيزبا او رفتار نيكو خواهيم داشت.